متن و شعر در مورد سفید شدن موها + عکس نوشته برای پروفایل

عکس نوشته سفید شدن مو
عکس نوشته سفید شدن مو

گزیده ای از زیباترین اشعار و متن ها در مورد سفید شدن مو به همراه عکس نوشته سفید شدن مو برای پروفایل، پست، کپشن و استوری اینستاگرام

***

دل خود به روزگار جوانی کباب بود
موی سفید شد نمکی بر کباب من

***

موی سیهم گشت سپید از غم رویش
در حلقه مویش به همان روز سیاهم

فروغی بسطامی

***

در هر شب زنده داری
موهای مشکینم رو به سپیدی
گویی از پی هم آغاز می شوند
ای خوب دلآرام من
آیا این هماره از پی هم آغاز شدن
معنی دلتنگی از پس دلتنگی نیست!؟

***

از من برای تو چند سطر موی سفید می ماند
که رویشان فقط می شود شعر نگاشت

***

سفیدی مو نشانه پیری نیست
گاهی یعنی غم انقدر پیرت کرده که موهایت تاوان می دهند
این است معنی پیر شدن در جوانی

***

اصلا می دانی سفید شدن م یعنی چه
یعنی حرف های نزده
یعنی سکوت
یعنی دلتنگی
یعنی انتظار
یعنی صبر
یعنی تحمل
یعنی دلشکستی
یعنی نداشتن آرامش
من همه ی این ها را تجربه کردم
و موی سفید من شد تجربه همه ی این ها

***

واژه واژه
سطر سطر
صفحه صفحه
فصل فصل
گیسوان من سفید می‌ شوند
همچنانکه سطر سطر
صفحه‌‌ های دفترم سیاه می‌ شوند
خواستی که با تمام حوصله
تارهای روشن و سفید را
رشته رشته بشمری
گفتمت که دست های مهربانی‌ ات
در ابتدای راه خسته می‌ شوند
گفتمت که راه دیگری انتخاب کن
دفتر مرا ورق بزن
نقطه نقطه
حرف حرف
واژه واژه
سطر سطر
شعرهای دفتر مرا
مو به مو حساب کن

قیصر امین‌پور

***

دیگر برای شمردن روزهای دوریت
انگشتانت را قرض نمی خواهم
موهایم را می شمارم گمانم
به اندازه ی روزهای دوریت
سفید شده باشند دیگر

***

این قول نه اغراق و نه ایما و اشاره ست
عاشق نشوی هیچ ندانی چه جهانی ست
عاشق شده ام، شعر و غزل نیست نمادش
این موی سفیدست که در اوج جوانی ست

***

به قیمت سفید شدن موهایم تمام شد
ولی آموختم که
ناله ام، سکوت باشد
گریه ام، لبخند
و تنها همدمم، خدا

***

آهی کشید غم زده ی پیر سپید مو
افکند صبحگاه در آیینه چون نگاه
در لابلای موی چو کافور خویش دید
یک تار مو سیاه
در دیدگان مضطربش اشک حلقه زد
در خاطرات تیره و تاریک خود دوید
سی سال پیش نیز در آیینه دیده بود
یک تار مو سپید
در هم شکست چهره ی محنت کشیده اش
دستی به موی خویش فرو برد و گفت : وای
اشکی به روی آیینه افتاد و ناگهان
بگریست های های
دریای خاطرات زمان گذشته بود
هر قطره ای که بر رخ آیینه می چکید
در کام موج، ضجه ی مرگ غریق را
از دور می شنید
طوفان فرو نشست ولی دیدگان پیر
می رفت باز در دل دریا به جستجو
در آب های تیره ی اعماق خفته بود
یک مشت آرزو

فریدون مشیری

***

از چرخ به هر گونه همی‌ دار امید
وز گردش روزگار می‌ لرز چو بید
گفتی که پس از سیاه، رنگی نبود
پس موی سیاه من چرا گشت سفید؟

حافظ

***

اولین موی سفید معنیش این نیست که داری پیر میشی
معنیش اینه یه دوره از زندگیت رفت و دیگه برنمیگرده